تبليغاتX
توبن

توبن

نشریه ادبی اینترنتی

 تیرداد نصری

مرد شعر و باران درگذشت

برای خواندن خلاصه ای از بیوگرافی استاد تیرداد نصری اینجا کلیک کنید . *

 

 دو شعر از استاد تیرداد نصری  

((کسی می شنود))  

در تاريکی
می لرزم
که تاريکی
- رو در روی من -
می آيد
رد می شود از تمامت من
و قاب هايی وسيعتر از مرا که پشت سرم هستند ، پُر می کند

در تاريکی
من
از هم
ريخته شده ام
فقط لبانی
( ميان ريزش من وُ – تويی که آنجايی ) می جُنبد :
« …. اينجا هستم . کسی می شنود ؟ »

آه می شنوی – گوش که به اين سنگ می چسبانی

 

 --------------------------------------------------------

 

بدنی پر از جراحت پنهان و آشکار...

دهانی خونين

            که يک بار به تبسمی فرخنده

دسته گلی پيشکش آزادی هديه کرد...

چشمانی باز _با نگاهی ثابت...

اين منم افتاده در کوچه پس کوچه های < فورست گيت >لندن؟

من اما در ميهنم هستم همچنان که

پرسه می زدم و _ پرسه می زنم هنوز

                              خيابان های پر از نارنج شهسوار را

همچنان که

نفتکش ها را نگاه می کردم و _ نگاه می کنم هنوز در بندر آبادان

همچنان که

در فوزيه تهران٫با دوستان٫کشته شدگان انقلاب را می شمرديم

 و _ می شمرم

همچنان که شاعر بودم و _ شاعری هنوز بدون کتابم

همچنان که

دختر و پسرم به زندان شيراز افتادند و _ در زندانند در تبريز

همچنان که

همسرم خودکشی کرد در مشهد و  _ خودکشی می کند در کرمان.

مادرم?.....در زاهدان از غصه دق کرد

و پدرم?

دستفروشی روشنفکر که از پنجره انبار کتابهاش در اصفهان

به جهانی می نگريست تهی از شقاوت.

در کوچه پسکوچه های مه گرفته < فورست گیت  > لندن٫ شاعر!

جسد پناهنده ای روی زمين است  _  پليس ها دور تا دورش جمعند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط وسعت  |